لسان الملك سپهر

1964

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

بعضى از اشعار عبد اللّه را كه در ذيل داستانهاى او نگارش يافته به تكرار نمىپردازد ، و اين شعر نيز او راست رحمه اللّه : و كذاك قد ساد النّبيّ محمّد * كلّ الانام و كان آخر مرسل كعب بن زهير سلمى و ديگر از شعراى رسول خدا كعب بن زهير بن ابى سلمى است ، و ما شرح حال او را ، و اشعار او را ، و شرح حال پدر او زهير را و ايمان آوردن او را به رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله در قصّهء فتح مكّه مرقوم داشتيم « 1 » . [ بحير بن زهير بن ابى سلمى ] ديگر از شعراى رسول خدا بحير بن زهير بن ابى سلمى است و ما قصهء اسلام او را و خشم گرفتن برادرش كعب بن زهير را بر او و اشعارى كه يكديگر را ملامت كردند و به هم فرستادند در اين كتاب مبارك مرقوم داشتيم ، ديگر به تكرار نمىپردازد . لبيد عامرى و ديگر از آن مردم كه در شمار شعراى رسول خداى به حساب مىروند لبيد عامرى است ، و كنيت او ابو عقيل است ، هو لبيد بن ربيعة بن مالك بن جعفر بن كلاب بن ربيعة بن عامر بن صعصعة بن معاوية بن بكر بن هوازن بن منصور بن عكرمة بن حصفة بن قيس بن غيلان بن مضر الصّحابى ، و او از صناديد شعراى عرب است

--> ( 1 ) . قصيده لاميّهء معروفى در مدح پيامبر ( ص ) سروده كه مطلع آن اين است . بانت سعاد فقلبى اليوم متبول * مدله اثرها لم يفد مكبول سعاد از من جدا شد ، از اين رو دلم امروز ديوانه و بيمار است ، در پى او سرگشته و چون اسيرى در بند مانده است و كسى براى رهايى او فديه نمىدهد .